3 بخش تاریخی
پژوهشی انتقادی در مورد فتوحات اسکندر مقدونی
تاریخ باید در کمال بیغرضی و دور از هرگونه خودخواهی و جانبداری تألیف گردد زیرا که هیچ اثری جز در این شرایط نوشته شود نه شایسته مقام واقعی فرهنگ و تمدن ایران زمین و نه شایسته علم و دانش بشری است و تاریخ جهان آنچه را که جز بر اساس شرافتمندی و حقیقتطلبی کامل نوشته شده باشد بهعنوان سندی باطل به دور خواهد افکند.
ای انسان، هر که باشی و از هر کجا بیایی، زیرا میدانم خواهی آمد، من کوروشم که برای پارسیها این دولت وسیع را بنا کردهام، بر این مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر.
به بررسی فتوحات اسکندر مقدونی به سمت شرق و بازگشت او به سمت غرب پس از آن میپردازد. برخلاف روایتهای رایج که بر اساس افسانهها و تخیلات تاریخی شکل گرفتهاند، این کتاب تلاش دارد واقعیتهای تاریخی این دوره را با دقت بررسی کند و نادرستیها و تحریفات موجود را آشکار سازد. نویسنده در این اثر، با ارائه شواهد و تحلیلهای دقیق، مسیری متفاوت از تاریخنگاری سنتی را ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه خیالپردازیهای مورخان باعث تحریف واقعیتها شده است.
این کتاب همچنین چالشهای فرهنگی و سیاسی استعمار غرب را در بازسازی تاریخ باستان به نمایش میگذارد و نشان میدهد که چگونه روایتهای مغرضانه درباره اسکندر و امپراتوری او در راستای منافع قدرتهای استعماری شکل گرفته است. در این اثر، "اسکندر" از یک قهرمان افسانهای به یک شخصیت تاریخی واقعی تبدیل میشود که فتوحات او به سمت شرق و سپس بازگشتش به سمت غرب، با پیچیدگیها و حقیقتهایی فراتر از آنچه که در افسانهها آمده است، در نهایت به تاریخنگاری معتبر و بدون تحریف میانجامد.